سرلشکر محسن رضایی، نماینده رهبر معظم انقلاب و دبیر شورای عالی امنیت ملی در برنامه گفتوگوی ویژه خبری، رسماً از تغییر اساسی راهبرد جمهوری اسلامی ایران در سه ساحت «جنگ»، «دیپلماسی» و «مقابله با محاصره» پرده برداشت و اعلام کرد که نخستین و محوریترین گام این تغییر رویکرد، در تنگه هرمز و آبراههای پیرامونی رقم خورده است.
دبیر شورای عالی امنیت ملی با تأکید بر اینکه پس از خروج ترامپ از تفاهمنامه اسلامآباد و جمعبندی روندهای یک سال گذشته اتخاذ راهبردهای نوین اجتنابناپذیر شد، تصریح کرد: «تنگه هرمز کاملاً بسته است و ادعای آمریکا مبنی بر عبور کشتیها و نفتکشها دروغ است؛ البته آنها اقداماتی جهت عبور از مسیر صخرهای عمان دارند که بعضی کشتیها با ناوبری خاموش قصد عبور میکنند که عمدتاً هم ضربه میخورند و ما نیز به دلایل زیستمحیطی فعلاً تصمیمی برای غرق کردن آن کشتیها نداریم».
وی در تشریح برنامه جدید ایران برای اعمال کنترل همهجانبه بر این آبراهه اعلام کرد: «طی روزهای آینده یک منطقه ممنوعه جدید اعلام میکنیم که شامل فاصله بین خط محاصره آمریکا تا بنادر بارگیری میشود؛ هر کشتی که در دو سوی تنگه هرمز به حرکت دربیاید و قصد حرکت به سوی تنگه را داشته باشد، وارد لیست تحریمی ایران خواهد شد. تنگه هرمز نقطهای است که ما میتوانیم تحریم اعمال کنیم، فلذا یک منطقه ممنوعه تحریمی ایجاد میشود که کشتیهای متخلف بدون هماهنگی با ایران وارد لیست تحریمی شده و با عواقبی مانند مشکل در بیمه و عبور و مرورهای بعدی مواجه خواهند شد.»
سرلشکر رضایی این اقدام را عاملی برای تحمیل فشارهای ساختاری بر واشنگتن دانست و خاطرنشان ساخت که در کنار این سازوکار، کریدور بینالمللی جدیدی با توافق برادران عمانی تدوین شده که مدیریت آن با ایران است و ترتیبات عبور از آن طی روزهای آینده رسماً اعلام میشود. وی همچنین با اشاره به شلیک هشدارآمیز موشک بالای سر ناو جنگی متجاوز آمریکایی در روزهای گذشته از مصاحبه که سنتکام نیز نتوانست آن را کتمان کند، آسیبپذیری محاصره ادعایی آمریکا را گوشزد کرد و از بیاثر بودن فشارها با اتکا به ذخایر کالایی و فعالسازی کریدورهای زمینی با ۱۵ همسایه سخن گفت.
مهار ساختاری؛ شوک نفتی و جنگ حقوقی در آبراهه
پیامدهای راهبردی اعلام «منطقه ممنوعه تحریمی» بلافاصله بازارهای بینالمللی انرژی و کانونهای سیاستگذاری غرب را تکان داد. واکنش تند و فوری بازار نفت به سخنان شب گذشته دبیر شورای عالی امنیت ملی و صعود چشمگیر بهای جهانی نفت هب قیمت ۹۷ دلار، آشکار ساخت که انحصار مدیریت گلوگاه انتقال انرژی جهان عملاً در دست تهران است. اتاقهای فکر اقتصادی و کانونهای مطالعات امنیت دریانوردی در لندن و واشنگتن بهخوبی دریافتند که ایران با جایگزین کردن یک «جنگ حقوقی و اقتصادی» تمامعیار (Lawfare) به جای تکیه بر شیوههای سنتی نبرد، فرمول بازدارندگی را به سطحی بازگشتناپذیر ارتقا داده است. راهبرد جمهوری اسلامی مبتنی بر درک عمیق از ماهیت تجارت دریایی بینالملل است؛ راهبردی که نه بر انهدام کورکورانه، بلکه بر قطع شریانهای انتفاع متجاوزان استوار شده است.
در این معادله هوشمندانه و نوین، چند سازوکار بههمپیوسته کارایی نظامی و تجاری دشمن را مختل کرده است:
• فلجسازی پوششهای بیمه بینالمللی: ثبت شناورهای متخلف، مالکان و شرکتهای اجارهکننده در فهرست سیاه و تحریمی ایران، ضربه کاری به سازوکار تضمین ریسک دریانوردی وارد کرده است. کلوپهای بینالمللی بیمه اتکایی که شاهرگ اصلی تردد مجاز دریایی هستند، بلافاصله پس از مواجهه با ریسک حقوقی تحریمهای تهران، پوشش خطرات جنگی را با ارقام سرسامآوری بازتعریف میکنند یا اساساً بیمهنامه این شناورها را باطل میسازند؛ فرآیندی که انگیزه اقتصادی هرگونه تردد خارج از پروتکلهای جمهوری اسلامی را محو میکند.
• محرومیت پایدار از خطوط لجستیکی منطقه: طبق طراحی این منطقه ممنوعه، عواقب تخلف در آبهای هرمز تنها محدود به یک برخورد موضعی نیست. ورود به لیست تحریمی ایران، به معنای ممنوعیت قطعی از ورود آتی به بنادر و پایانهها، قطع دسترسی به خدمات بندری در خلیجفارس و ناممکن شدن ترانزیت محمولهها در بزرگترین حوزه نفتخیز جهان خواهد بود؛ موضوعی که کمپانیهای کشتیرانی بینالمللی را پیش از حرکت وادار به تمکین در برابر ترتیبات امنیتی ایران میکند.
• مهار توطئههای تبلیغاتی با رویکرد صیانت زیستمحیطی: تصمیم قاطع جمهوری اسلامی مبنی بر انصراف از غرقکردن بیقیدوشرط نفتکشهای قانونشکن و تمرکز بر زمینگیر ساختن آنها، ابتکار عمل اخلاقی و محیطزیستی تهران را به نمایش گذاشت. دشمن مترصد بود تا با ایجاد فجایع زیستمحیطی نفتی در خلیجفارس، اجماعی بینالمللی علیه تهران بسازد؛ اما ایران با بهکارگیری اهرمهای مهار بدون آلودگی دریایی، این توطئه چندلایه را نقش بر آب کرد.
• جهش مهارناپذیر قیمت نفت و تحمیل هزینه مستقیم به غرب: صعود ناگهانی قیمت انرژی در بازارهای نیویورک و لندن درست ساعاتی پس از انتشار اظهارات دبیر شورای عالی امنیت ملی، کذب بودن تبلیغات واشنگتن مبنی بر ایمنسازی عبور نفتکشها را اثبات کرد. این شوک پایدار نشان داد که جهان بدون رضایت و امنیت ایران قادر به دریافت محمولههای نفتی نخواهد بود و هزینه هرگونه حماقت کاخ سفید مستقیماً به اقتصاد و بازار داخلی کشورهای غربی سرازیر میشود.
• نهادینهسازی مشروعیت با کریدور مشترک تهران–مسقط: ابتکار دیپلماتیک ایران در تدوین توافق با سلطنت عمان و پیگیری ثبت مسیر جدید بینالمللی در سازمان بینالمللی دریانوردی (IMO)، بازی آمریکا را خنثی ساخت. ایران با این گام نشان داد که خود یگانه قدرت نظمدهنده، قانونگذار و ضامن صلح عادلانه در این آبراهه است؛ نظمی که امنیت را نه با حضور بیگانگان، بلکه از طریق مشارکت همسایگان تأمین میکند.
بنابراین، دکترین جدید شورای عالی امنیت ملی ایران نشان داد که قدرت منطقهای جمهوری اسلامی دیگر به مرزهای خاکی محدود نبوده و با پیوند زدن قدرت ژئوپلیتیک، نبوغ حقوقی و اشراف اقتصادی، بنبستی راهبردی برای کارزار تحریمی دشمن پدید آورده است.
موازنه وحشت؛ اعتراف جهانی به سیادت دریایی ایران
همافزایی اظهارات دبیر شورای عالی امنیت ملی با مواضع صریح محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی مبنی بر اینکه «دوران پاسخهای متناسب به پایان رسیده است»، شوک سنگینی به ساختار تصمیمگیری پنتاگون وارد ساخت. رئیس قوه مقننه با ترسیم مختصات نوین پاسخ سخت ایران، تصریح کرد که هرگونه دستدرازی دشمن با واکنشی سریعتر، سنگینتر و ویرانکنندهتر مجازات خواهد شد. این هشدار بیپرده، شالوده گزارشها و تحلیلهای جریان رسانهای مسلط دنیا را تشکیل داد و آنها را ناچار به اذعان در برابر کاهش بازدارندگی فرسوده واشنگتن کرد.
پوشش گسترده رسانههای تراز اول غربی و منطقهای از مواضع تهران، سندی آشکار از ناتوانی استکبار جهانی در مهار اراده جمهوری اسلامی است:
• خبرگزاری آسوشیتدپرس: این خبرگزاری آمریکایی با پوشش فوری تشکیل «منطقه ممنوعه» توسط سرلشکر رضایی، اعتراف کرد که تنگه هرمز همچنان «منبع مهم و دستنیافتنی اهرم تهران در نبرد راهبردی» است و پنتاگون با تمام ناوگانهای خود، قادر به سلب این دست برتر از دست نیروهای مسلح ایران نبوده است.
• خبرگزاری رویترز: رویترز با تمرکز بر قرار گرفتن شناورهای متخلف در لیست سیاه و تحریمی ایران گزارش داد که تهران بازی را از وضعیت نظامی صرف به حاکمیت مقرراتی تغییر داده و عبور ایمن از تنگه هرمز و دهانه ورودی دریای عمان، عملاً وابسته به کسب مجوز رسمی از پایتخت ایران شده است.
• شبکه الجزیره: این شبکه فرامنطقهای با بازتاب ویژه تفاهم دوجانبه تهران و مسقط، گزارش داد که با مدیریت مسیر جدید و به دست گرفتن شریانهای ورود و خروج خلیجفارس توسط ایران و عمان، سناریوهای آمریکا برای تبدیل خلیجفارس به پایگاه اختصاصی ناتو شکست خورده است.
• تاگسشاو آلمان: این رسانه رسمی اروپایی با صحه گذاردن بر اظهارات سرلشکر رضایی، از واقعیت میدانی «کاهش شدید تردد کشتیها در تنگه هرمز» پرده برداشت و اثبات کرد گزافهگوییهای ترامپ پیرامون باز بودن پایدار آبراهه، فریبی بیش نبوده است.
• خبرگزاریهای EFE اسپانیا و فرانسه: این مراجع خبری اروپایی به مختصات جغرافیایی این حریم اشاره کرده و نوشتند که خط ممنوعه تعریفشده توسط ایران از دیواره محاصره دریایی آمریکا آغاز و تا عمق خلیجفارس امتداد دارد؛ موقعیتی که تسلط مطلق اطلاعاتی و عملیاتی تهران بر کریدورهای انرژی را تثبیت کرده است.
علاوه بر این بازتابهای گسترده بینالمللی، شواهد میدانی برتری همهجانبه فرزندان ملت را نمایانتر میسازد؛ همانگونه که معاونت سیاسی نیروی دریایی سپاه پاسداران تشریح کرد، کریدور ادعایی آمریکا در جنوب تنگه—بهویژه در خطوط صخرهای پس از بندر خصب—به گورستان امیدهای واشنگتن بدل شده است. از زمان تاریک شدن هوا تا روشن شدن روز، هرگونه تردد با ناوبری خاموش توسط چشمان همیشه بیدار رادارهای بومی رصد شده و شناورهای متجاوز ضربات سهمگین دریافت میکنند.
اصابت دقیق به سه نفتکش متخلف، ضربه مهلک به سه شناور وابسته به ارتش تروریستی آمریکا و شکار پهپاد دریایی و بدون سرنشین (شمپاد) ارتش آمریکا، در کنار وحشت خدمه ناوشکن متجاوز از شلیک هشدارآمیز موشک بالای سر آنها، ثابت کرد که پای فیلهای آهنین پنتاگون در گل نشسته است. متلاشی شدن سناریوی جنگ دهروزه ترامپ در همان بیستوچهار ساعت ابتدایی تحت اثر ضربات غافلگیرکننده ایران به مقرهای پشتیبانی در اردن و اربیل، این حقیقت تاریخی را در حافظه اندیشکدههای نظامی جهان ثبت کرد که هزینه دستاندازی به منافع ملت ایران، از حد تحمل امپراتوری رو به افول آمریکا فراتر رفته است.
همگرایی راهبرد دیپلماتیک با عمان، اعمال سازوکار بازدارنده «منطقه ممنوعه تحریمی»، تسلط اطلاعاتی و عملیاتی نیروهای مسلح بر خطوط دریانوردی و اتکا به توانمندیهای درونی، منظومهای شکستناپذیر از اقتدار ملی خلق کرده است. حضور فعال فرزندان ایران در تنگه هرمز ثابت کرد که این گذرگاه راهبردی، حیاط خلوت ناوگان متجاوز نیست، بلکه باروی تسخیرناپذیر عزت، استقلال و حاکمیت ملی ایران اسلامی است.
باشگاه خبرنگاران










