در روزهایی که رسانههای پهلویطلب تلاش میکنند آن دوران را مهد دموکراسی جلوه دهند، وزیر دربار شاه علناً اعتراف میکند که رژیم پهلوی با ملت ایران مانند «دولت غالب با کشور مغلوب» رفتار میکرد و صندوقهای رای، چیزی جز سیرک فرمایشی نبودند.
«در انتخابات که مداخله میکند و انگشت میبرد، انگشت که چه عرض کنم؟ حتی به مردم حقنه میکند؛ برای مردم و برای علاقه مردم چیزی باقی نمیماند، همه بیتفاوت میشوند.»
این اعتراف اسدالله علم، محرمترین فرد به محمدرضا پهلوی است؛ حقیقتِ نمایشی به نام دموکراسی و انتخابات در رژیم پهلوی. امروز که جریانهای پهلویطلب تلاش میکنند با بازسازی چهره گذشته، دوران پهلوی دوم را مهد قانون و توسعه سیاسی معرفی کنند، تورق اسناد اندرونی دربار پهلوی مضحک بودن این ادعاها را کاملاً برملا میسازد.
علم در یادداشتهای چهارشنبه ۱۹ آذر ۱۳۴۸ با صراحت بینظیری درباره مسخرگی احزاب و مجلسین به شاه میگوید: «هیئت حاکمه که در زیر سایه قدرت اعلیحضرت مصون از هرگونه انتقادی است. تکلیف احزاب و مجلسین هم که معلوم است… وکلای آنها هم میدانند به جای فکر آرای مردم باید مسئولین حزب را چاپلوسی کنند.
دیگر مردم چه معنی دارند؟ فرماندار و استاندار هم که حزبی هستند دستور حزب را اجرا میکنند. چه کار دارند به آرای مردم؟! این است که وکیل هم کار ندارد به آرای مردم، مردم هم به او کار ندارند و در نتیجه بین مردم یک نوع بیاعتنایی به وجود آمده است.» این اعتراف از سوی نفر دوم قدرت، نشان میدهد که دیکتاتوری محمدرضا شاه چگونه تمام مجاری مشارکت واقعی مردم را مسدود کرده و جامعه را به ابتذال و بیتفاوتی کشانده بود.
علم حتی از شاه التماس میکند که اجازه دهد لااقل انتخابات شهرداریها یا انجمنهای ایالتی و ولایتی آزاد باشد، اما پاسخ شاه تنها ترس از فروپاشی نظام خودکامه است. علم با یادآوری بیت معروف سعدی به شاه هشدار میدهد: «در عهد تو میبینم آرامِ خلق / پس از تو ندانم سرانجام خلق»؛ هشداری که شاه مغرور هرگز جدیش نگرفت.
اوج سقوط اخلاقی و سیاسی رژیم پهلوی را میتوان در یادداشت شنبه ۱۷ شهریور ۱۳۵۲ دید، جایی که علم رابطه شاه و مردم را شفافتر رو میکند: «دولت خود را در پناه این مرد بزرگ قرار میدهد و طرز رفتاری که با مردم دارد مثل دولت غالب به مردم کشور مغلوب است؛ بیاعتنا و گاهی هم خشونتآمیز.»
در کتاب «جعبه سیاه» محمد حسین راجی آمده است: «حکومت پهلوی که با ملت خود دقیقاً مانند «دولت غالب با کشور مغلوب» رفتار میکرد، نه مشروعیتی مردمی داشت و نه وزنی در عرصه سیاست واقعی؛ رژیمی که سند تحقیر ملت را خودِ وزیر دربارش برای همیشه در تاریخ ثبت کرد.»
منبع: فارس











